حمد الله مستوفي قزويني
749
تاريخ گزيده
كركوى [ 1 ] خطا كرد بچوگانش زن * ور اسب خطا كرد به من بخش او را سلطان اسب بمعزى بخشيد . بر اسب سوار شد و گفت : شعر رفتم بر اسب تا بزارش [ 2 ] بكشم * گفتا كه نخست بشنو اين عذر خوشم نه گاو زمينم كه جهان برگيرم * نه چرخ [ 3 ] چهارمم كه خورشيد كشم مباركشاه [ 4 ] غورى مداح سلطان غياث الدين غورى بود . مدخل [ نجوم [ 5 ] منظوم ] از منشآت اوست [ 6 ] . مجير الدين بيلقانى معاصر [ 7 ] . اشعار خوب دارد بتخصيص سوگند نامه [ كه بى نظير گفته است [ 8 ] ] . مجد الدين [ 9 ] همگر يزدى است و از ندماى خواجه بهاء الدين صاحبديوان جوينى بود [ 10 ] . [ از مضحكات او گويند زنى سال بر آمده داشت و در يزد مانده بود . در پى او باصفهان آمد . شاگردى او را گفت مژده كه خاتون به خانه فرود آمد . همگر گفت [ مژده در آن بودى كه خانه ] [ 11 ] بر خاتون فرود آمدى . اين سخن بزنش رسانيدند . چون شوهر را ديد عتاب كرد و گفت خواجه پيش از من و تو ليل و نهارى بودست . همگر گفت پيش از من بلى ، اما حاشا كه پيش از تو ليل و نهارى بوده باشد . اهل كاشان اين ابيات در باب شعر انورى و ظهير به دو فرستادند [ و ترجيح [ 12 ] يك طرف طلبيدند . [ 13 ] ]
--> [ 1 ] - ر : گوى گنه [ 2 ] - ب : بجرمش [ 3 ] - م ، ب : يا [ 4 ] - ر : مبارك [ 5 ] - ب : منظوم - م : منظوم نجوم [ 6 ] - شرح حالش در نسخهء ق نيست [ 7 ] - م ، ر [ 8 ] - ب : كه گفته شاهد آن است . [ 9 ] - ب : محمد همگر [ 10 ] - نسخهء ب تا اينجا بيشتر ندارد [ 11 ] - م : كاش خانه - ر : مژده آن . . . [ 12 ] - ر : رجحان [ 13 ] - ق ، ف ندارد .